«دکتر محمود سریعالقلم» استادی است توانا که قلم و اندیشه اش گواهی بر ژرفا و بزرگی بینش وی است. این دانشمند فرزانه طی دههها آموزش و پژوهش مستمر در حوزه علوم سیاسی و روابط بینالملل، توانسته است الگویی بیبدیل از انسان متمدن، عقلایی، معتدل، میهندوست و متعهد به دانش و اخلاق ارائه دهد.
پایگاه خبری جماران: دکتر فرامز تمنا در یادداشتی به مناسبت روز بزرگداشت دکتر سریع القلم نوشت:
«دکتر محمود سریعالقلم» استادی است توانا که قلم و اندیشه اش گواهی بر ژرفا و بزرگی بینش وی است. این دانشمند فرزانه طی دههها آموزش و پژوهش مستمر در حوزه علوم سیاسی و روابط بینالملل، توانسته است الگویی بیبدیل از انسان متمدن، عقلایی، معتدل، میهندوست و متعهد به دانش و اخلاق ارائه دهد، انسانی که همزمان با تعلقِ مسوولانه به زادگاه، شهروندی مفید برای نظام جهانی باشد. این یادداشت، بهمناسبت بزرگداشت استاد دکتر سریع القلم نگاشته شده است و تلاش دارد تا «سی» از صدها ویژگی برجسته این اندیشمند بزرگ را، که به باور نگارنده، در سه محور اصلی «اندیشه پروری»، «انسانسازی» و «میهن دوستی»، قابل تبیین است، برشمارد:
استاد محمود سریع القلم:
- انسانی فروتن و بهگونۀ قابل وصفی «اصیل» و مبادی آداب است: به هر شخصی در هر سنی که باشد، بهخصوص به دانشجویانش احترامی فراوان قایل است و این احترام، یک تصمیم نیست، بلکه جزو شخصیت و اصالت ایشان است. اصالت به معنای «استاد دیدگی» یا «از محضر استادی صاحبنام، دانش اندوزی» است، داشتن تبار و ریشۀ وثیق به خصوص در عرصه آموختن دانش است.
- همواره ظاهری آراسته، فاخر، باوقار و گفتاری متین دارد؛ ظاهر و شیوۀ گفتاری که با شخصیت علمی والای ایشان همخوان است و در اولین برخورد و حتی در عالم ناشناسی، مخاطب را وادار به احترامگذاشتن به ایشان میکند.
- انضباط فکری قابل توجهی دارد: تفکرات ایشان، چه در آثار ایشان مطرح شده و چه در مصاحبه ها یا در کلاسهای درسی ابراز شده، حاصل نظاممندی، انسجام و دقت بالای علمی است.
- در تفکر و عمل اعتدال گرا است: استاد از افراط و تفریط در همه ابعاد فکری و رفتاری دوری میکند و پیشرفت کُند، ولی ماندگار را بر بالا رفتنهای سریع ولی کم عمر، ترجیح می دهد.
- نبض جامعه را به خوبی میشناسد، و از این شناخت برای پیوند علمی میان دانش نظری خود با نیازهای توسعه ای جامعه و تولید آثاری که نگرش «گره گشایانه» به مسایل جامعه دارد، بهره میجوید.
- افلاطون گونه به ضرورت «آموزش» برای بیدار کردن «روح خفته» و «ورزش» برای بیداری جسم باورمند است: ایشان همیشه در کنار آموزش هدفمند و تخصصی، دانشجویان را به ورزش ترغیب میکند.
- هیچ جلسه درسی را بدون توصیه های اخلاقیِ منتج به نظم، توسعه، شخصیت سازی و میهن دوستی بهپایان نمیرساند.
- با شیوه خاص تدریس، نگرش چندبعدی و اهمیت جزییات پدیده ها را در میان دانشجویانش پرورش می دهد: پرورش نگاه جامع به مسائل و نگرش همزمان به آنها از ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، در همه کلاسهای ایشان برجسته است. ایشان به اجزای کوچک هر پدیدۀ شناختی و غیر شناختی، دقت نظر دارد و هر جزء را در قالب یک کل، معنا میدهد.
- استادی است که حتی صفحۀ «تقدیم» کتابهایش، برابر با چند کتاب به انسان درس زندگی می آموزد.
- متدولوژی مواجهه با پدیده ها را به هیچ صورت کماهمیتتر از محتوای پدیده ها نمی داند: ایشان از اولین کتاب هایی که پس از پایان تحصیل در امریکا و بازگشت به کشور نوشت، روش تحقیق در علوم سیاسی و روابط بینالملل بود. کتاب ایشان، به تأسی از افکار استادشان جیمز روزنا، آخرین آموزههای مکتب فرارفتارگرایی را در خود داشت و دریچههای جدیدی فراروی تحقیقات علوم سیاسی و روابط بینالملل باز کرد و تاجایی که بهیاد دارم اولین کتاب به زبان فارسی است که پژوهش به شیوۀ استقرایی را عملا وارد پژوهشهای سیاسی کرد.
- از قضاوت سطحی و بدون اندیشیدن در مورد هر کس و هر امری پرهیز میکند: ایشان دانشجویانش را به تحلیل عمیق مسائل و اندیشیدن فراوان، پیش از اظهار نظر آموزش میدهد.
- به نقدپذیری باور ژرفی دارد و آن را زمینهای برای اصلاح و پرورش میداند: ایشان در تدریس و در آثار خویش بر آموزش روشهای پرسشگری، نقد و بررسی عمیق مسائل برای دستیابی به حقیقت تاکید دارد و هر نقدی را با جبین گشاده میپذیرد.
- ارزشهای «متمدنانه» را در زندگی خود نهادینه ساخته و در زندگی علمی خود به ترویج الگوی زندگی مدنی همت گماردهاست: ایشان بر اهمیت نظم، انضباط، و برنامهریزی در زندگی روزمره تاکید دارد و خود الگویی کامل در این زمینه است.
- به «زمان» اهمیت فراوانی قایل است، و ضمن برجستهسازی تفاوت بین ساعت «هشت» و «هشت و یک دقیقه» در زندگی آموزشی خود، زمانشناسی را بخش انفکاکناپذیر از شخصیت خویش کرده است.
- بهشیوه علمی و استادانهای توانایی سادهسازی مفاهیم پیچیده را دارد: ایشان قلمی علمی و بسیار فاخر و روان دارد و مسائل دشوار را با زبانی درکپذیر برای مخاطبان تبیین میکند. همچنین همیشه بهدانشجویانش میآموزد که هیچ چیز فوقالعاده پیچیدهای در این جهان وجود ندارد که نتوان سادهاش نوشت.
- به «آموختن» و «ترویج دانش» به عنوان روندی پایانناپذیر مینگرد، و همیشه آموختههای خود از کنفرانسهای بینالمللی را «فروتنانه» برای ارتقای آگاهی نخبگان و شهروندان و کاهش شکاف بین درک شهروندان ایران با شاخصهای توسعه جهانی، منتشر میکند.
- در نظریهپردازی خلاقیت دارد: ایشان توانستهاست با نگاه نوآورانه، مفاهیمی تازه به گفتمان روابط بینالملل و مطالعات توسعه بیفزاید.
- فهم عمیق و علمی از نظام جهانی و جایگاه ایران در آن دارد: دکتر سریعالقم طی دههها تدریس و پژوهش، تلاش کرده است تا موقعیت استراتژیک ایران و چشمانداز آیندۀ آنرا با رویکردی علمی و واقعگرایانه تبیین کند.
- به گفتوگو برای نیل به توسعه و حل مشکلات کشور باورمند است: ایشان اعتقاد راسخی به دیپلماسی بهعنوان اصلیترین ابزار ارتقای جایگاه ایران و دفاع از منافع ملی کشور در عرصه بینالمللی دارد و همواره با ارایه تحلیلهای ژرف، مقایسهای و مبتنی بر آمار، سیاستگذاران را به گفتوگو ترغیب میکند.
- نگاه کاملا سیستمی به مسأله توسعه دارد: ایشان در آثار خود با ارایه راهکارهایی مبتنی بر همکاری و هماهنگی میان نخبگان فکری و اجرایی، تصمیمگیریهای دانشبنیاد را برای تحول ساختاریِ منتجِ به توسعه در ایران الزامی میداند.
- به تقویت خودآگاهی ملی از طریق شناخت علمی غرب باور دارد: دکتر سریعالقلم شهروندان کشورش را به شناخت نقاط قوت و ضعف خود با نگاه عقلانی، تشویق میکند و باورمند است پیشرفت در کشورهای در حال توسعه در شرق و جنوب بدون شناخت عمیق و علمی از «غرب» و واکاوی تجارب آنها به دشواری ممکن است.
- به عنوان یک استاد مسوول و میهندوست، به جایگاه کنونی ایران در معادلات قدرت جهانی انتقاداتی سازنده و راهحلهای علمی دارد: ایشان نقد عالمانه و «مبتنی بر آمار» از چگونگی وضعیت ایران در نظام جهانی دارد و برای گذار از وضعیت موجود، راهحلهای علمی و عملی ارایه نموده است.
- در زندگی علمی خود برای انطباق کشور با توسعه جهانی و همراهی با مدرنیته تلاش میکند: استاد در آثار خود بر این تأکید دارند که ایران هم ظرفیت آن را دارد و هم مسیر توسعه اقتضا میکند که باید در جهانی که سریعاً در حال تغییر است، با کشورهای دارای دانش، قدرت، و ثروت جهان تعاملی متقابلاً محترمانه داشته باشد و جایگاه شایسته خود را پیدا کند.
- در پی نفی هیاهو و شعار در سیاست خارجی است: ایشان بر عملکرد واقعبینانه در روابط بینالملل تأکید دارد و همواره سیاستگذاران خارجی را به تلاش برای شناخت جهان، آموختن از کشورهای همطراز و فهم آماری از تعاملات سیاست خارجی ترغیب میکند.
- عقلانیت را در سیاستگذاریهای داخلی و خارجی ترویج میکند: دکتر سریعالقلم، تدوین هرگونه سیاست در سطوح داخلی و خارجی را بدون پشتوانه دانش و منطق، و بدون نگاه آماری فاقد کارآمدی میداند.
- به تخصصگرایی و اخلاق حرفهای عمیقا باورمند است: ایشان باورمندی عمیقی به سپردن کار به اهل کار دارد و در آثارش همواره خطاب به سیاستگذاران به آنها میگوید که در تمامی ابعاد مدیریتی، به جز از حوزه تخصصی خود مسوولیتی را نپذیرند و به اصول اخلاقی حرفه خود پایبند باشند.
- درک بالایی از جهان کنونی و نیازهای انسان معاصر دارد: نگاه ایشان به مسائلی چون حکمروایی و مدیریت، جزیرهای نیست، بلکه اندیشه ایشان در این عرصه در یک بستر سیستمیک و با درک از ضرورتهای تربیتی و نیازهای مدنی انسان معاصر همراه است.
- تفکر صرفاً انتزاعی ندارد، بلکه فهم تئوریک خود از روابط بینالملل را برای درک و تحلیل مقایسهای از کشورها و استخراج درسهای آن برای کشورش استفاده میکند. تفکرات ایشان حاصل نظاممندی، انسجام و دقت علمی است.
- الگویی از انسان متمدن خلق کرده است: زندگی و آثار ایشان، الگویی روشن برای آنچه میتوان یک «انسان متمدن» نامید، ارائه میدهد. ایشان الگوی خرد، اخلاق، وقار، احترام و عقلانیت برای بسیاری از دانشجویان خود است.
- در نهایت ایشان استادی است که بیشتر دانشجویانش زندگی خود را به دو بخش تقسیم می کنند: زندگی پیش از آشنایی و دانشجویی در محضر دکتر محمود سریع القلم و زندگی پس از آشنایی و آموختن از ایشان که پنجره های جدیدی از اندیشیدن و چگونه زیستن را فراروی دانشجویان میگشاید.
پایان
[1] فرامرز تمنا در حال حاضر دانش پژوه فوق دکترای روابط بین الملل و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاست بین الملل دانشگاه اتاوا-کانادا، و رییس و استاد پیشین دانشگاه افغانستان-کابل است. او در سال 1376 در دانشگاه شهید بهشتی دانشجوی دکتر محمود سریع القلم شد و به مدت ده سال در محضر وی بود. از آن هنگام تا کنون طی تقریبا سه دهه آشنایی نزدیک با جناب استاد، شناختی نسبتا خوب از ایشان و اندیشه های وی دارد.