چهل پرسش درباره جنگ ایران و عراق-۲۳
ویژگیهای فردی صدام چه نقشی در آغاز جنگ علیه ایران داشت؟
از پرسشهایی که درباره ایام دفاع مقدس مطرح است، نقش خصوصیات و اخلاقیات فردی صدام حسین، رئیس جمهور عراق در راه اندازی جنگ علیه ایران است که با توجه به کتاب پرسش ها و پاسخ ها به آن پاسخ داده شده است.
به گزارش خبرنگار جی پلاس، سالها از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ تحمیلی گذشته است اما همچنان پرسش هایی درباره علت و چرایی جنگ، تعویق پذیرش قطعنامه های بین المللی و... باقی مانده است که در این مجال به مناسبت فرا رسیدن چهلمین سال دفاع مقدس برآنیم تا به برخی از این پرسش ها، پاسخی درخور دهیم. از پرسش های مهم دیگری که در این میان مطرح است و به ابتدای جنگ برمی گردد، نقش خصوصیات و روحیات شخصی صدام در راهاندازی جنگ است که پاسخ را از کتاب پرسشها و پاسخها (جنگ ایران و عراق) داده ایم:
صدام حسین رئیسجمهور عراق که به عنوان دیکتاتوری خشن و بیرحم، شهرت جهانی پیدا کرده بود، در عین حال فردی ماجراجو و جاهطلب و به دنبال موقعیتهای مناسب برای کسب قدرت بیشتر بود. وی در مدت کوتاهی توانست حزب بعث را سازماندهی کرده و ارتش عراق را به صورت منسجم درآورد. صدام با تصفیههای خونین که در داخل کشور انجام داد، کلیه رقبای خود را برای جایگزینی حکومت از بین برد و ارتش عراق را نیز از عناصر به اصطلاح مشکوک تصفیه کرد.
در همین زمینه بخوانید:
چرا ایران پس از فتح خرمشهر به جنگ ادامه داد؟
تحولات جنگ پس از عملیات والفجر ۸/آیا بعد از فتح فاو نیاز به صلح بود؟/مروری بر مفاد قطعنامه ۵۸۲
چرا به جنگ عراق علیه ایران، جنگ تحمیلی گفته می شود؟
رفتار بعثی ها با اسرای ایرانی چگونه بود؟/چرا شهادت اسرا دردسری برای دولت بعث ایجاد نمی کرد؟
وضعیت اقتصادی کشور در دوره دفاع مقدس چگونه بود؟
ویژگیهای روانی و سیاسی صدام از او فردی مغرور، قدرتطلب، طمعکار، معاملهگر، جنایتپیشه و ... ساخته بود. رفتار وی حتی با دوستان و همپیمانان منطقهای به نوعی بود که آنها در شرایط بسیار نزدیک نیز به وی اعتماد نمیکردند و هر لحظه احتمال بروز توطئهای را علیه خود میدادند.
صدام حسین در آغاز تجاوز به ایران دارای سه انگیزه عمده شخصی بود و امید داشت با پیروزی سریع بر ایران خواستههای جاهطلبانه و شخصی وی ارضا و تأمین شود:
انگیزه اول تلاش برای کسب رهبری جهان عرب بود. به دنبال مرگ ناصر و امضای پیمان کمپدیوید و انزوای مصر، جهان عرب دچار خلأ رهبری شده بود، شخصیتی که بتواند با استفاده از امکانات و تواناییهای کشور خود در جهت آرمانهای وحدت جهان عرب و جبران تقصیر اعراب در قبال اسرائیل این خلأ را پر کند. صدام حسین امیدوار بود با پیروزی در جنگ با ایران چنین موقعیتی را کسب کند.
انگیزه دوم صدام این بود که با استفاده از سقوط شاه ـ که بر اساس دکترین نیکسون به عنوان ژاندارم منطقه انتخاب شده بود ـ بتواند با پیروزی بر ایران خلأ سقوط شاه را پر کرده و نقش ژاندارم منطقه را در حفظ منافع غرب بازی کند. وی بهرغم مواضع ضد امریکایی که قبلاً اتخاذ میکرد میکوشید، به امریکاییها نشان دهد که با آنها تضاد منافع ندارد و اقداماتش برای اهداف امریکا در منطقه است تا بدان حد که برژینسکی بعد از ملاقات با صدام در ستایش وی گفت: ما در بین منافع امریکا و عراق تضادی نمییابیم.
انگیزه سوم صدام، جبران تحقیری بود که احساس میکرد با امضای قرارداد 1975 الجزایر دچار آن شده است. در سال 1975 به دنبال مشکلاتی که در جنگ با کردها برای دولت عراق ایجاد شده بود و کردهای عراق مورد حمایت شاه قرار داشتند، صدام حسین به عنوان معاون رئیسجمهوری عراق قرارداد مزبور را امضا کرد. وی همواره بیان میکرد در این جریان تحقیر شده و اجباراً تن به امضای این قرارداد، داده است؛ بنابراین در پی فرصتی بود که بتواند این احساس حقارت را جبران کند. بدین علت درصدد بهانهای بود که قرارداد 1975 را باطل اعلام کند و این کاری بود که 17 سپتامبر 1980 (26 شهریور 1359) در اجلاس فوقالعاده مجمع ملی عراق انجام داد.
در مجموع باید پذیرفت که روحیات و خصوصیات شخصی صدام میتواند به عنوان یکی از عوامل اصلی شروع جنگ عراق علیه ایران به حساب آید.
برشی از کتاب پرسشها و پاسخها (جنگ ایران و عراق)؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ؛ فرهاد درویشی؛ص ۳۳-۳۵
دیدگاه تان را بنویسید